رفتن به محتوا

درباره سلامت روان

طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامت روان ”وضعیت بهزیستی است که در آن فرد توانایی های خود را درک می‌کند؛ می تواند با فشار های عادی زندگی مقابله کند؛ می‌تواند به طور مثمر ثمر عمل کند و قادر به کمک به جامعه خود باشد“. درست مثل سلامت جسم، روان ما نیاز به مراقبت و تمرین هایی دارد تا عملکرد بهینه ی خود را انجام دهد. سلامت روان فراتر از نبود بیماری روانی است. سلامت روان مانند طیفی است که یک سر آن اوج سلامت و یک سر آن ناتوانی در عملکرد قرار دارد. اگر ما از اختلال روانی رنج نمی بریم این لزوما به معنی “سلامت” نیست. ممکن است ما با چالش های روانشناختی روبه رو باشیم که به مرز داشتن اختلال روانی نمیرسد ولی همچنان زندگی ما را تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین فردی که تشخیص اختلال روانی دریافته کرده است، ممکن است با مراقبت و دریافت حمایت هایی با درجه ی بالایی از سلامت و سطح عملکرد، زندگی خود را راهبری کند. تصویر زیر وضعیت سلامت روانی افراد را در طیف های مختلف به خوبی به تصویر کشیده است.

 

سلامت روان

سلامت روان تعیین می کند که چه احساس و نگرشی نسبت به خود، دیگران و جهان دارم. به این معنا که آیا تصویر منفی و آسیب زایی از خود دارم و یا محیط اطرافم را خصمانه و ناامیدکننده توصیف می کنم. نگرش هایی از این دست طبعا موجبات افسردگی و اضطراب را برای من به بار می آورد و چه بسا برای مقابله با این هیجانات به اعتیاد به مواد مخدر پناه ببرم. در نتیجه ی سلامت روان، افراد تجربه ی مثبت تری از زندگی خواهند داشت. این نتایج شامل موارد زیر می باشد:

  • کاهش اضطراب و استرس
  • بھبود و پیشگیری از اختلالاتی مانند وسواس و افسردگی و اعتیاد
  • درمان بسیاری از مشکلات جسمی و دردهای مزمن
  • افزایش تمرکز، باروری و موفقیت در فعالیت های فردی و حرفه ای
  • احساس دوستی با انسانها و طبیعت و صلح با کل هستی
  • تجربه لذت و رضامندی و ارتقای کیفیت زندگی، معناجویی و معنایابی در زندگی

سه مولفه ی افکار، هیجانات و رفتارها تاثیر مستقیمی بر روی وضعیت روان ما می گذارند و هر سه مولفه بر روی هم تاثیر متقابل گذاشته و با هم در تعامل هستند. بعضی اوقات افکار ما به صورت باور بنیادین عمل می کنند به این معنا که این افکار به شکل باور غیر قابل انعطاف هستند، اتوماتیک در ذهن ما فعال می شوند و سخت می شود آنها را تغییر داد. این باورها اگر ناکارآمد باشند می توانند سلامت روان ما را تحت شعاع قرار می دهد.

به عنوان مثال، باور بنیادین «من شکست خورده هستم» باعث ایجاد هیجانات منفی مثل غم، شرم و ناامیدی می شود. این هیجانات به نوبه ی خود باعث بی انگیزگی و کاهش باروری می شود و در نتیجه ما شکست های بیشتری تجربه خواهیم کرد و این شکست ها درست بودن باور بنیادین و اولیه ما را تقویت می کند و موجبات افسردگی ما فراهم می کند.

چطور خدمات مشاوره و رواندرمانی می تواند به ما کمک کند؟

روان درمانگری یک پروسه مشارکتی است که بر پایه ارتباط بین یک شخص و درمانگرش شکل می گیرد.
روان درمانی با تکیه بر خاستگاه دیالوگ و گفتگو، و فراهم کردن یک محیط امن و حمایت گر به ما این اجازه را می دهد که از عمیق ترین مسائل خود بدون ترس از قضاوت شدن صحبت کنیم.

روانشناس یا مشاور با بهره گیری از راهکارهای علمی به ما کمک می کند که عادت های سالم تر و موثرتری را رشد دهیم.
در این روند مشارکتی، ما با کمک درمانگر خود الگوهای رفتاری و فکری ناکارآمد را شناسایی کرده و تغییر می دهیم. با تغییر این الگوها، احساسات مثبت نیز افزایش می یابد.

با کمک روانشناس ما می توانیم نسبت به باورهای بنیادین خود بصیرت و آگاهی کسب کنیم و بفهمیم این باورها از چه تجاربی در گذشته ی ما ریشه دارد. این باورها تا الان به زندگی ما چه آسیب هایی زده است و چگونه موجب رنج های هیجانی و عاطفی ما شده است. نهایتا در این فرایند خواهیم آموخت که چگونه این افکار اتوماتیک رو بهتر مدیریت کنیم.

نویسنده: اسرا میلانی

مقالات پیشنهادی

بدون دیدگاه، دیدگاه خود را در زیر اضافه کنید!


افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مقالات محبوب شما

علاقه مندی وجود ندارد.