رفتن به محتوا

سوگ: یک فرایند اجتماعی؟

“شما میتوانید به جای خواندن متن زیر، به پادکست آن با صدای خانم مینا دیده ور در انتهای صفحه، گوش دهید.”

وقتی راجع به سوگ حرف می زنیم نقش جامعه و رسانه در شکل گیری هنجارهای مربوط به سوگ جدا نشدنی است. این جامعه است که ما را ملزم می کند تا سوگواری کنیم و حتی مدت زمان مناسب و نرمالی که می توانیم سوگواری کنیم هم توسط جامعه مشخص می شود. مثلا در جامعه فعلی ما سوگواری برای مدت زیاد مورد قبول نیست، همان طور که سوگواری برای مدت خیلی کوتاه نامتعارف است و با استاندار های جامعه همخوانی ندارد. به افرادی که “زیادی کم” یا “زیادی طولانی” سوگواری کند برچسب های مختلفی زده میشود. مثلا “فلانی چقد دلگنده بود سه ماه بعد مرگ مامانش سریع رفت موهاشو رنگ کرد و الانم رفته مسافرت.” یا برای افرادی که بعد از دو یا سه سال هنوز از لحاظ روحی آسیب دیده هستند اختلال های مختلف تجویز میشود و به افسردگی، تنبلی و گوشه گیری مبتلاشان می کند. همه اینها در حالی ست که زمان بندی مشخصی برای سوگواری کردن وجود ندارد و مدت آن از یک به فرد دیگه فرق میکند.
جنسیت افراد در هنجارهای اجتماعی سوگ فاکتور بسیار تاثیر گذاری ست. چون سوگ یک مسئله روزمره برای آدم ها نیست، خیلی از باورها و کلیشه های جنسیتی که افراد درباره ی سوگ دارند از طریق فیلم و سینما  اموزش داده میشود. تحقیقاتی که راجع به محتوای فیلم هایی در رابطه با سوگ انجام شده است نشان میدهد که کلیشه های جنسیتی خیلی از استاندارد های سوگواری را تعریف می کنند. مثلا  مردان محافظه کارتر سوگواری می کنند و کمتر احساساتشان را نشان می دهند (معمولا “تنها” نشان داده میشوند و وقتی دوستان و آشنایان میخواهند به آنها کمک کنند،کمک بقیه را پس می زنند) ، به تناوب به خودشان اجازه ی سوگواری می دهند و معمولا از آن اجتناب می کنند و بعد از حدود یک سال می توانند بیشتر با سوگشان کنار بیایند. در مقابل زنان شدت و مدت سوگواریشان بیشتراست و بیشتر از همدلی و حمایت شبکه ی اجتماعی شان برای تسکین پیدا کردن استفاده می کنند. کما اینکه خیلی از فیلم ها مبنای واقعی ندارد و قابل تعمیم دادن به افراد مختلف نیست، محتوایی که از کلیشه های جنسیتی نشان میدهند همچنان روی فرهنگ سوگواری و جامعه پذیری افراد تاثیر می گذارد. مثلا اگر مردی بخواهد مطابق با سوگواری به اصطلاح “زنانه” عزاداری کند، یا برای متفاوت بودنش از همه ی مردهایی که درون گرایانه سوگواری می کنند مورد تحسین قراره میگیرد یا مورد انتقاد که چرا مرد نیست و ایستادگی و تحمل ندارد. زنی که بخواد به اصطلاح “مردانه” سوگواری کند و تمایل زیادی برای به اشتراک گذاشتن احساساتش با اطرافیان نداشته باشد هم برچسب سنگدلی یا بی خیالی یا خودخواهی میخورد.
دانستن ریشه ی این قضاوت ها و کلیشه ها خیلی جالب است. اینکه چگونه در طی تاریخ، فرهنگ و هنجارهای اجتماعی-جنسیتی سوگواری شکل گرفته اند و قطعا چندین سال دیگر این فرهنگ باز هم دستخوش تغییر خواهد شد و با شکل کنونی اش فرق خواهد کرد. شاید شنیدن این حرف ها برای شما سوال های زیادی ایجاد کرده باشد یا همچنان فکر کنید خیلی از کلیشه های جنسیتی درست است. مشکل خیلی از این ساختارهای اجتماعی درباره ی سوگ این است که مسائل جانبی مهمی که در روند سوگ افراد است را در نظر نمی گیرند. مثلا سن، نوع خویشاوندی و کیفیت رابطه با عزیز از دست رفته، نوع مرگ (ناگهانی بوده یا قابل پیش بینی بوده است، بر اثر تصادف بوده یا خودکشی بوده است)، را در نظر نمی گیرند. هر کدام از این عوامل می تواند کیفیت سوگواری آدم ها را عوض کند.
وقت هایی هم وجود دارد که مثلا شوک از دست دادن ناگهانی یک عزیز ممکن است آنقد زیاد باشد که افراد تا مدتی فرآیند سوگ شان را به تاخیر بندازند. یا اینکه افراد در برحه ی حساسی از زندگی باشند که اجازه سوگواری برای غمشان را نداشته باشند . در این موارد بعد از گذشتن چندین ماه یا سال، فرصت می کنند به سوگشان عمیقا فکر کنند. تفاوت های شخصیتی (درون گرایی برون گرایی) و همچنین نحوه برخورد آدم ها با مشکلاتشان هم خیلی تاثیر گذارند. بعضی افراد نیاز دارند درباره ش حرف بزنند و احساسشان را بیان کنند. بعضی ها نیاز دارند در خلوت خودشان به آن فکر کنند. همه اینها اشکال مختلف سوگواری را بیان می کند. قرار نیست همه به یک طریق و طبق استاندارد سوگواری کنیم. مشکل کلیشه های جنسیتی هم این است که به افرادی که در این کلیشه ها نمی گنجند برچسب زده میشود و در نتیجه درباره ی شخصیتشان یا کیقیت زنانگی و مردانگیشان قضاوت میشوند. در نتیجه افراد احساس شرم یا نرمال نبودن می کنند و دچار خودسانسوری یا انزوای اجتماعی می شوند.
سعی کنیم باورهایمان را به چالش بکشیم و سوگ را از یک دیدگاه چند جانبه و فردی بازنگری کنیم. اگه متوجه شویم که چقدر از این دیدگاه ها ساختار اجتماعی هستند، تجربه فردی افراد، کمتر مقایسه و قضاوت میشود. به چالش کشیدن الگوهای فکری و جنسیتی باعث میشود به تفاوت های فردی ادم ها در نوع سوگواری احترام بگذاریم و برایشان زمان و محیط امن جهت بازسازی خودشان را فراهم کنیم.

 

نویسنده: مینا دیده ور

 

ترتیبی که مهر برای خواندن مطالب سری سوگ به شما پیشنهاد می‌کند:

1- آیا سوگواری تاریخ انقضا دارد؟
2-سوگ پیش بینی شده
3-سوگ سلب شده
4-سوگ یک فرایند اجتماعی؟
4-به افراد داغدار چه بگوییم؟

مقالات پیشنهادی

بدون دیدگاه، دیدگاه خود را در زیر اضافه کنید!


افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مقالات محبوب شما

علاقه مندی وجود ندارد.