رفتن به محتوا

سوگ: مراحل سوگواری

سوگواری کردن با طیفی از احساسات پیچیده و حتی متناقض همراه است که به اصلاح به آن “امواج سوگ” می گویند. ضمن اینکه فرآیند سوگواری از یک فرد به فرد دیگر متفاوت است. شباهت های بنیادین میان نحوه واکنش افراد به سوگ وجود دارد. افراد ممکن است در طی پنج مرحله انکار، خشم، چانه زنی، غم عمیق، و پذیرش سوگواری کنند. پیش از پرداختن به هر یک از این مراحل لازم است بدانید که تجربه ی این واکنش ها به سوگ به صورت خطی و پشت سر هم نیست. همچنین هیچ ساختار زمانی مشخصی برای طی کردن هر یک از این مراحل وجود ندارد. بنابراین مهم است که به افراد فرصت کافی برای تجربه ی فرآیند سوگواری به دور از قضاوت کردنشان را بدهیم.

  • انکار: امکان ندارد این اتفاق افتاده باشد.

وقتی چیزی یا کسی که دوستش دارید از زندگی تان جدا شده باشد، انکار واقعیت پاسخی سالم و طبیعی است. گاهی پذیرش واقعیت سوگ قلب انسان ها را در هم می شکند و ضربه ای سنگین تر از سوگ برای افراد خواهد بود. سوگ در وهله ی اول بیشتر بر قلب و ذهن افراد اثر می گذارد. بسیاری از افراد نمی توانند به یاد آورند چه زمانی غذا خورده اند. در طول شبانه روز سرگشته اند و زمان زیادی را ممکن است به بطالت بگذراند. اما در این زمان های به ظاهر بی حاصل، جسم و ذهن افراد در تلاش برای هضم واقعیت فقدان و شوک همراه آن است.
خشم: چرا این اتفاق باید برای من بیفتد؟
هرچند خشم در فرهنگ ما جنبه ی مثبتی ندارد، خشمگین بودن به خاطر فقدان، احساسی طبیعی و شایع است. احساسات و عواطف انسان ها در پاسخ به مسئله ای شکل می گیرد و خشم پاسخی به بی عدالتی است. برای فرد سوگوار اینکه این اتفاق ممکن است برای افراد زیادی بیفتد و فقدان بخشی از زندگی است، اهمیتی ندارد. برای افراد سوگواری بسیاری از دلایل “منطقی” به حساب نمی آیند. خشم فرد سوگوار نیازمند شنیده شدن و بروز داده شدن است. وقتی آنها خشم خود را سرکوب و ساکت می کنند، ناراحتی خود را از چیزی یا کسی که به آن اهمیت می دهند سرکوب می کنند. به عنوان یک یاری رسان فضایی را ابراز احساس بی عدالتی و خشم افراد ایجاد کنید. در نظر داشته باشید که خشم خود را به شکل های مختلفی نشان می دهد. آز آنها بپرسید امروز چقدر خشمگین هستند؟ چگونه دوست دارند خشمشان را تخلیه کنند؟ می توانید به آنها پیشنهاد بدهید که از طریق ورزش، وزنه یا ضربه زدن به اجسام، نقاشی، نوشتن، غر زدن و صحبت با دوست، خشمشان را تخلیه کنند. از احساس خشم آنها نترسید و امیدتان را برای بهبودی آنها از دست ندهید. بدون تخلیه احساس خشم مراحل بهبودی به خوبی طی نخواهد شد. در آخر، هرگز از عبارت های زیر برای آرام کردن افراد در هنگام عصبانیت استفاده نکنید:
پاسخ های غیر حمایتی
سال های زیادی به خوبی با هم زندگی کردید
هیچ پیشامدی بی علت نیست. قوی باش این یه امتحانه!
اون دوست نداره تو ناراحت و پریشان باشی. نذار روحش در عذاب باشه.
حالا دیگه درد نمی کشه، در جای بهتریه

  • چانه زنی: ای کاش می توانستم چیزهایی که گفتم و کارهایی که انجام دادم را عوض کنم.

معقول و متعادل ماندن در سوگ می تواند بسیار دشوار باشد. برخورد روزانه با سیلی از خاطرات، احساس پشیمانی و حسرت برای عوض کردن گذشته و احساس دلتنگی برای آنچه از دست رفته باعث نامتعادل بودن عواطف افراد سوگوار می شود. در این مرحله فرد سوگوار فقدانش را پذیرفته و در تلاش برای برگرداندن یا ارتباط داشتن با آنچه از دست رفته است. تلاش برای دیدن خواب فرد از دست رفته یا حتی روی آوردن به فال و جادو می تواند نشانه های این مرحله باشد. مرحله چانی زنی در انواع دیگری از سوگ نیز حضور دارد. مثلا در سوگ بازنشستگی فرد می خواهد به شکلی خود را به یک کار مشابه مشغول کند، یعنی نمی خواهد این واقعیت را بپذیرید که بازنشسته شده است یا مثلا در شرایط مبتلا شدن به بیماری فرد مدام با پزشک خود، با تیم درمان خود چانه می زند و در هر صورت می خواهد به نحوی شرایط قبل از بیمار شدن را حفظ کند. در همه این مثال ها فرد هنوز شرایط جدید را قبول نکرده است و در تلاش برای حفظ شرایط قبلی یا کنار آمدن با تغییراتی است که در زندگی اش رخ داده است. این مرحله زمانی پایان پیدا می کند که فرد سوگوار می پذیرد که تغییر برای او ناگزیر است و نمی تواند با گریز، ستیز و چانه زنی اوضاع را برگرداند. اینجاست که افراد وارد مرحله ی بعد یعنی افسردگی می شوند.

  • غم عمیق. ناراحت تر از آنم که چیزی برایم مهم باشد.

افسردگی بعد از فقدان می تواند نمایانگر مقاومت فرد در برابر تغییر کردن و پذیرش ضرورت زندگی پس از فقدان باشد. اطرافیان در این مرحله ممکن است فرد سوگوار را ترغیب به تفریح کردن، موسیقی شاد گوش کردن و به نوعی افراطی کارهای لذت بخش انجام دادن راهنمایی کند. گاهی نیز شکل افسردگی افراد شبیه افراطی خوش بودن یا بی خیال بودن است. در بعضی افراد ایده ی بهتر شدن می تواند ترسناک یا عصبی کننده باشد. برای بعضی بهتر شدن به معنای بی اهمیت شدن عزیزی است که از دست داده اند. افراد ممکن است در این مرحله تلخی کنند و حرف های دلخراشی بزنند و باعث رنجش شما و اطرافیان بشوند. رو به رو شدن با تاریخ هایی مثل سالگرد ازدواج، تولد، اولین سالگرد فوت، اولین سال نو بدون فرد از دست رفته و غیره، داغ افراد را از نو تازه می کند. مراسم سوگواری، یا گرفتن جشن تولد برای عزیز از دست رفته و رویدادهایی که در این مراسم اتفاق می افتد خودش به تخلیه افراد و کاهش زمان مراحل سوگواری کمک می کند. در این زمان هم مثل مراحل دیگر سوگواری، ما نباید فرد را به اجبار به بیرون آمدن از سوگواری ترغیب کنیم . اگر افراد را به مهمانی دعوت کردید به آنها بگویید که غم و اندوهشان نیز دعوت هستند. اگر نمی توانند جمعیت را تحمل کنند آنها را به محافل کوچک تر برای چای خوردن دعوت کنید و به آنها بگویید که همه جوره پذیرای سوگ آنها هستید. در آخر، هوشیار باشید که اقدام به خودکشی یکی از اتفاقاتی که ممکن است برای فرد دچار افسردگی شدید و عمیق در این مرحله بیفتد. باید حتما به علائم و نشانه هایی که فرد سوگوار از تمایلش به این کار نشان می دهد هوشیارانه آگاه شویم و به موقع افراد را به بیمارستان یا خطوط بحران مانند ۹۱۱ ارجاع دهید.
پذیرش. همیشه دلتنگم و همیشه به یادشم اما از مرگ گریزی نیست. امیدوارم در دنیایی دیگر آرام باشد.
پذیرش به معنای فراموشی نیست. سوگ مانند عشق بخشی از وجود افراد خواهد بود. همچنین پذیرش تنها به معنی پذیرفتن مرگ، جدایی، رفتن، و از دست دادن نیست. بلکه به معنی پذیرفتن زندگی اکنون، احساس غم و تنهایی و پذیرش آنچه باقی مانده است. افراد در این مرحله ممکن است به فکر مرتب کردن کمد فرد از دست رفته و بخشیدن بخشی از لباس ها و تعلقات، مسافرت رفتن، شروع دوباره ارتباط اجتماعی و مهمانی دادن بیفتند. اولین احساسات دوباره شادی و خوشبختی می تواند برای افراد تلخ و شیرین باشد. “لحظه ای که نسبت به واقعی بودن این شادی آگاه می شوید سیل اشکتان سرازیر می شود، چون کسی که دوستش دارید آن جا در آن شادی جایی ندارد.” (چگونه رنجی را که نمی توانیم درمان کنیم به دوش بکشیم، صفحه ۲۰۹). شروع دوباره و ارائه چشم انداز برای زندگی ممکن است برای افراد سردرگم کننده و وحشت آور باشد مخصوصا وقتی سوگ نقش ها و وظایف آنها را تغییر داده است. به عنوان یاری رسان نباید فرد را به پیش پرتاب کنیم و انتظار داشته باشیم بتوانند به سرعت با این تغییرات کنار بیایند. در این مرحله حمایت اطرافیان و حضور و کمک افرادی که این مراحل را گذرانده اند و در پذیرش مستقر شده اند می تواند مفید باشد. یک یادآوری دیگر اینکه این مراحل الزاماً پشت سر هم طی نمی شوند و این گونه نیست که فکر کنیم یکی قطعاً پس از دیگری می آید و وقتی وارد یک مرحله شدیم مرحله ی قبلی به طور کامل برطرف می شود. بلکه این مراحل ممکن است با هم تلفیق شوند و برگشت هایی بین این مراحل اتفاق بیفتد. مثلا ممکن است در فرآیند پذیرش فرد به مرحله ی خشم، چانه زنی یا افسردگی برگردد و لازم باشد دوباره آن مراحل را طی کند تا به پذیرش برسد.

انواع سوگ
از دست دادن و سوگ به دنبال آن، فقط شامل از دست دادن یک انسان نمی شود. عزاداری برای حیوانات خانگی یا هر موجود زنده ای که افراد به آن دلبستگی دارند نیز جز موارد رایج سوگواری است. گاهی انسان ها چیزی را از دست می دهند که برایشان مهم است مانند، موقعیت، شغل، جایگاه و منزلت اجتماعی، زندگی مشترک یا رابطه عاشقانه، حلقه دوستان و خویشاوندان، دارایی (منزل، ماشین) یا حتی بخشی از سلامتی خود (مانند هنگامی که فرد متوجه می شود به یک بیماری مانند دیابت یا سرطان مبتلا شده است). همه ی این فقدان ها ممکن است باعث ایجاد علائم سوگواری در افراد شود.

  • سقط جنین (خود خواسته تا ناخواسته)
  • مهاجرت
  • از دست دادن احساس امنیت بعد از یک واقعه تروماتیک (سرقت)
  • از دست دادن حس استقلال و توانایی فردی
  • نازایی
  • بازنشستگی
  • ابتلا به آلزایمر یا کم شدن توانایی های شناختی
  • طلاق والدین

برخی از مواردی که در بالا ذکر شده است جز اشکال غیر ملموس سوگ هستند به این معنی خود فرد، اطرافیان یا جامعه ممکن است متوجه نباشند که فقدان تجربه شده منجر به آغاز سوگواری در فرد شده است و یا اهمیت این از دست دادن را درک نکنند. آگاهی از اشکال غیر ملموس سوگ به شما کمک می کند که درک همه جانبه ای نسبت به پیچیدگی های سوگ و اشکال پنهان آن داشته باشید.

  •  سوگ به تاخیر افتاده

سوگواری امری بسیار پیچیده است. سوگ با تاخیر، زمانی اتفاق می افتد که واکنش و احساسات در پاسخ به فقدان به زمان دیگری موکول می شود. این نوع از سوگ ممکن است به علت هم زمانی با یک واقعه مهم دیگر در زندگی ایجاد شود. بنابراین واکنش به سوگ پس از طی شدن آن واقعه در فرد نمایان می شود و ممکن است باعث تعجب شخص عزادار و اطرافیان شود. برای مثال فردی را تصور کنید که در بحبوحه ی ورشکستگی عزیزی را از دست می دهد. حتی در صورت پریشانی و اندوه ناشی از سوگ، مشغولیت های ذهنی این فرد و درگیری با طلبکاران و وکلا برای مدتی اجازه ی فکر کردن درباره ی سوگ را به فرد نخواهد داد. این فرد ممکن است پس از چندین ماه بالاخره به امور مالی اش سر و سامان بدهد و درست وقتی اوضاع به ثباتی نسبی می رسد، احساسات سوگواری که پیش از این برایش زمانی نداشته به سراغش بیاید. آگاه بودن شما به عنوان یک یاری رسان به این نوع از سوگ می تواند از سردرگمی و قضاوت کردن فرد سوگوار که به شما رجوع کرده است جلوگیری کند.

  •  سوگ مهاجرت

به دنبال جابجایی جغرافیایی، مهاجران فقدان های گوناگونی را تجربه می کنند. برای مثال، فقدان و دلتنگی برای خانواده، وطن، زبان مادری، و خاطرات مشترک با شهر و محیط آشنا از جمله فقدان های ملموس توام با مهاجرت هستند. از دست دادن روابط دوستی و خانوادگی ، جایگاه و نقش های اجتماعی، حس تعلق در جامعه، تسلط بر محیط و نحوه معاشرت، و حس هویت شامل فقدان های مهاجرت هستند. از نظر بسیاری از محققان، هر یک از این فقدان ها بار روانی و عاطفی قابل توجهی دارند و مستلزم سازگاری عاطفی هستند. غم و‌ اندوهی که مهاجران با هر یک از این فقدان ها تجربه می کنند شباهت زیادی با اندوه ناشی از مرگ عزیزان دارد. فقدان مهاجرت هم بزرگتر و هم کوچکتر از مرگ است: بزرگتر چون خسارات متنوعی را که در بالا ذکر شد به همراه می آورد و کوچکتر است زیرا این تلفات قابل جبران هستند.

نویسنده: مینا دیده ور

 

ترتیبی که مهر برای خواندن مطالب سری سوگ به شما پیشنهاد می‌کند:

1- آیا سوگواری تاریخ انقضا دارد؟
2-سوگ پیش بینی شده
3-سوگ سلب شده
4-سوگ یک فرایند اجتماعی؟
4-به افراد داغدار چه بگوییم؟
5-مراحل سوگواری

مقالات پیشنهادی

بدون دیدگاه، دیدگاه خود را در زیر اضافه کنید!


افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مقالات محبوب شما

علاقه مندی وجود ندارد.