رفتن به محتوا

مسائل دوره نوجوانی

نوجوانی، مرحله ای گذرا میان کودکی و جوانی است و از مراحل بسیار مهم تحوّل شخصیت به شمار می رود. نوجوانی به دو دوره ی آغازین (۱۰ تا ۱۳ سالگی) و میانه (۱۴ تا ۱۷ سالگی) تقسیم می شود. این دوره ها با تغییراتی در جنبه های زیستی و جنسی، شناختی، اجتماعی و روانشناختی همراه می باشد.

تغییرات نوجوانی

الف) تغییرات زیستی و جنسی
به طور کلی در دوره نوجوانی آنچه بیش از همه به چشم می خورد بلند شدن قد، افزایش وزن و ظهور ویژگی های جنسی در پسران و دختران است و همه این دگرگونی ها به علت تراوش غده های جنسی، فوق کلیوی و به ویژه غده هیپوفیز است. در این مرحله استخوان ها و ماهیچه ها رشد سریعی دارند و سرآغاز زندگی بزرگسالی به شمار می آیند. هنجار بلوغ جنسی برای اکثر دختران میان ۹ تا ۱۴ سالگی است، در صورتی که برای اکثر پسران میان ۱۱ تا ۱۵ سالگی است. امروز بر اثر شرایط زندگی، بهداشت و تغذیه، بلوغ غالبا زودتر از گذشته رخ میدهد.
ب) تغییرات شناختی
در این مرحله از زندگی، نوجوانان یاد می گیرند که به شیوه پیچیده تری استدلال کنند، پدیده هایی مانند رابطه علت و معلولی را درک می کنند و مسئولیت اعمال و تصمیمات خود را به عهده می گیرند. تفکر انتزاعی و انتقادی در دوره ی نوجوانی رشد پیدا می کند. همه این تغییرات به دلیل رشد مغز نوجوان برای درک بهتر مفاهیم و واقعیت ها و آموزش های محیطی رخ می دهد.
ج) تغییرات اجتماعی
در این دوران حساس، ارتباط نوجوان با همسالان بیشتر و با والدین خود کمتر می‌شود. آن‌ها کم تر به گفت و گو با والدین می پردازند، به پرسش‌های والدین خیلی کوتاه پاسخ می‌گویند و دیگر رازهایشان را با آن‌ها در میان نمی‌گذارند. نیاز به داشتن حریم خصوصی از دیگر خصوصیات این دوران است. نوجوانان تمایل دارند بیشتر وقت خود را در اتاقشان یا با همسالانشان بگذرانند.
همه ی این تغییرات ناگهانی می توانند چالش هایی را در روابط نوجوانان با والدین و با همسالانشان ایجاد کنند. از جمله چالش های مهم نوجوانان که شما به عنوان یاری رسان ممکن است با آن رو به رو شوید عبارتند از چالش هایی در روابط دوستانه، قلدری در مدرسه، هویت یابی جنسیتی و رابطه جنسی، کنکاش در طیف جنسیت و رفتارهای آسیب به خود که در ادامه به آنها پرداخته می شود.

روابط دوستانه

نوجوانان اغلب احساسات عاشقانه و جنگ قدرت را شدیدا احساس می کنند. تجربه فراز و نشیب در دوستی ها و روابط، یک بخش عادی و نشان دهنده ی رشد سالم یک نوجوان است. حتی “فشار همسالان” نیز به نوجوانان کمک می کند تا مرزهای خود را تعیین و اجرایی کنند. در دوران نوجوانی، اکثر دوستی ها و روابط گذرا هستند. مهمترین تکلیف نوجوان این است که در مورد هویت خودش بیشتر بیاموزد تا بتواند علاقه مندی ها، گرایش های جنسی، مذهبی، باورها و ارزش های اخلاقی خودش را انتخاب کند. برای همین لازم است فرصت هایی داشته باشند تا با تنوعی از افراد با هویت ها و فرهنگهای متنوع ملاقات کنند و هویت اجتماعی به دست بیاورند.

قلدری Bullying

نوجوانانی که زورگویی را تجربه می کنند ( که شامل افرادی می شود که هم مورد آزار قرار می گیرند و هم دیگران را مورد آزار و اذیت قرار می دهند) بیشترین نیاز را به ما دارند تا بتوانند مرزهای روابط سالم را تشخیص دهند. قلدری وقتی اتفاق می افتد که بین زورگو و قربانی، عدم توازن قدرت وجود داشته باشد. یک طرف باید قصد آسیب رساندن به دیگری را داشته باشد ، قربانی باید دچار صدمه و ناراحتی شود و رفتار باید در جریان باشد و مداوم تکرار شود.

قلدری اینترنتی Cyberbully

زورگویی یا قلدری اینترنتی به قلدری از طریق فناوری اطلاعات و ارتباطات، و رسانه هایی مانند تلفن همراه اشاره دارد. قلدری اینترنتی می تواند از طریق پیام های متنی تلفن، ایمیل، تماس های تلفنی، اتاق های گفتگوی اینترنتی، و پیام های فوری اتفاق بیفتد. قلدری اینترنتی روندی است که به سرعت در حال رشد است و کارشناسان آن را مورد بررسی قرار می دهند. پژوهش ها نشان داده است که قلدری اینترنتی می تواند از قلدری معمولی در حیاط مدرسه بسیار خطرناک تر باشد زیرا کودکان می توانند از تهدیدها و سوء استفاده در کلاس درس و مدرسه فرار کنند، اما وقتی به خانه می رسند همچنان با ایمیل و تلفن شکنجه می شوند.
“یک سوم کسانی که مزاحمت اینترنتی را تجربه می کنند، آن را گزارش نمی کنند. اگر بخواهیم در جلوگیری از قلدری موفق باشیم ، نیاز داریم فضای سکوتی که در آن قلدری ظاهر می شود را با توانمندسازی کودکان و جوانان در صحبت کردن و جستجو کردن کمک بشکنیم.” اگر تشخیص می دهید که نوجوانی مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، بسیار مهم است که مطمئن شوید نوجوان می داند که سزاوار آن رفتار نیست و او حق دارد احساس امنیت داشته باشد. نوجوانانی که مورد آزار و اذیت قرار می گیرند معمولاً عزت نفس پایین تری نسبت به سایر نوجوانان دارند، بنابراین شناسایی و تقویت نقاط قوت آنها بسیار مهم است. گاهی اوقات نوجوانان فقط می خواهند در مورد تجربیات خود صحبت کنند و احساس کنند که شنیده شده اند. اما گاهی نیز آنها به دنبال حمایت و راهبردهای مقابله ای هستند. نوجوانانی که قلدری می کنند و نوجوانانی که تحت قلدری قرار می گیرند، هر دو استراتژی های ضعیفی برای حل مشکل دارند و مهم است که استراتژی های مقابله ای و برنامه های عملی همراه با حمایت برایشان شکل بگیرد. برای مثال:
– راهکارهای مقابله ای مستقل مانند نوشتن در مجله ، گوش دادن به موسیقی و غیره را پیشنهاد دهید.
– سایر شبکه های احتمالی نوجوانان را پیشنهاد دهید (مانند گروه های مذهبی، ورزشی، هنری، موسیقی، کلاب های مدرسه و …)
– به نوجوان کمک کنید تا منابع حمایتی و اجتماعی اش را شناسایی کند (مانند دوستان/ آشنایان ، معلمان و مشاوران مدرسه و …)
– به تمرین/ نقش آفرینی ارتباط قاطعانه بپردازید ( پیشنهاد کنید به چشم قلدر نگاه کند و با استفاده از شوخ طبعی از موقعیت دور شود)
– موقعیت ها و واکنش های قبلی را مرور و ارزیابی کنید (“بنابراین اگر این اتفاق دوباره رخ می داد، این بار چه کار می کنی؟”)

هویت یابی جنسیتی و رابطه جنسی

یکی دیگر از تکالیفی که در دوره نوجوانی رخ می دهد تشخیص و تعیین کارکردهای جنسی خود است. وظیفه نوجوانان این است که از طریق اولویت بندی ارزشهای والدین، ​​تجربیات خودشان، رسانه های اجتماعی و نظرات گروههای همسالانشان تعیین کنند که چه چیزی برای آنها مناسب است. اگر نوجوانی برای کسب اطلاعات و منابع مربوط به سلامت و رابطه به شما مراجعه کرد جنسی یادتان باشد که حتما آن ها را به یک متخصص پزشکی ارجاع دهید. غیر از اطلاعات پزشکی نوجوانان دنبال دانستن موضوعاتی دیگر هم هستند. مثلا نوجوانان می خواهند بدانند “چه زمانی آماده ی رابطه جنسی هستند؟”، ممکن است بخواهند از تجربیات منفی جنسی که داشته اند صحبت کنند. همچنین گاهی نگران این هستند که اگر تصمیم بگیرند رابطه جنسی نداشته باشند، چه به سر رابطه عاطفی شان خواهد آمد؟ در این مواقع نیز حتما افراد را به یک مشاور یا متخصص در این زمینه ارجاع دهید.

کنکاش در طیف جنسیت

در دوران نوجوانی ، نوجوانان شروع به کشف هویت جنسی خود می کنند. آنها ممکن است احساسات جنسی، رابطه جنسی، و احساسات عاشقانه نسبت به هم جنس، جنس دیگر، یا هر دو جنس داشته باشند. از آنجا که اکثر نوجوانان به دنبال پیدا کردن طیفی هستند که در آن قرار بگیرند و احساس راحتی کنند، و در عین حال “نرمال” هم باشند، این احساسات می توانند بسیار گیج کننده و اضطراب آور باشند.
هنگامی که نوجوانی خود را گی، لزبین ، دو جنس گرا، ترنسکشوال یا تراجنسیتی می داند، به حق اینکه بتواند برای خودش اسمی و گروهی را انتخاب کند احترام بگذارید. به یاد داشته باشید که تجربه نوجوانی در طیف +LGBTQ قرار می گیرد، ممکن است با نوجوانان با گرایش دیگر جنس گرا تفاوت داشته باشند. پس در مورد این گروه و اسم با احتیاط رفتار کنید.
“جوانان +LGBTQ در معرض خطر بیشتری برای اعتماد به نفس پایین و مرگ ناشی از خودکشی نسبت به جوانان مستقیم هستند” (Canadian Mental Health Association, 2012). برای سرنخ هایی مبنی بر اینکه یک نوجوان ممکن است احساس خودکشی یا افسردگی داشته باشد، هوشیار باشید. بعضی از جملاتی که می تواند نشان دهد یک نوجوان احساس افسردگی می کند عبارتند از: “من دیگر نمی توانم به این شکل زندگی کنم”؛ “خیلی خسته شده ام از اینکه مردم مرا قبول نمی کنند “؛” ای کاش می توانستم تغییر کنم “؛” حتی پدر و مادرم نیز مرا طرد کرده اند. هیچ کس به من اهمیت نمی دهد.”

آسیب به خود (خودزنی)

نوجوانان یاد می گیرند که به شیوه های مختلف با احساسات کنار بیایند. گریه کردن، عصبانیت، حالت های افسردگی و کناره گیری از جمله این موارد هستند. راه های پاسخگویی – و یافتن تسکین – از احساسات طاقت فرسا برای برخی از نوجوانان به دلایل مختلفی ممکن است پیچیده و سخت شود. در حالی که برخی قادرند با این احساسات کنار بیایند ، برخی دیگر نسبت به احساسات خود واکنش متفاوتی نشان می دهند چرا که هیچ گاه به آن ها آموزش نداده اند که چگونه می توانند احساسات خود را به طور موثر بیان و کنترل کنند. آنها قادر به پیدا کردن کلمه مناسب برای احساساتشان نیستند. کلمات و تجمع احساسات باعث می شود که آنها نتوانند واضح و منطقی فکر کنند. برخی از نوجوانان این سد فکری را با آسیب به دیگران یا خود (بریدن یا سوزاندن) از بین می برند. خودزنی باعث تسکین فوری می شود، اما این یک راه حل کوتاه مدت با عواقب جدی است (Canadian Mental Health Association, 2012).
خودزنی چیست؟ خودزنی شیوه ای برای آزار خود است و به اقدامات عمدی اشاره دارد که باعث آسیب به بدن، روان و ذهن می شود. به عنوان مثال می توان به بریدن پوست با تیغ یا تکه های شیشه، سوزاندن و ضربه زدن به خود؛ خاراندن یا برداشتن جوش و یا جلوگیری از بهبود زخم ها؛ و کشیدن و کندن مو؛ اشاره کرد (Canadian Mental Health Association, 2012).
چرا نوجوانان خودشان را مجروح می کنند؟ نوجوانان به دلایل مختلف به خود آسیب می رسانند. نوجوانانی که به خود آسیب می رسانند معمولاً شرایط سختی را تجربه کرده اند. خودآزاری ممکن است راهی برای “مقابله” با درد ناشی از تجربیات سخت زندگی شان باشد.”کارشناسان خودآزاری عمدی را به عنوان راه حل بی اثر توصیف می کنند. افرادی که به خود آسیب می رسانند اغلب به دنبال رهایی از درد روانی ، تنش غیرقابل تحمل، تنهایی، افسردگی، عصبانیت یا عدم وجود احساس یا بی حسی هستند »(Canadian Mental Health Association, 2012).

در زیر برخی از پیشنهادات را برای حفظ جریان مکالمه با یک نوجوان پیشنهاد شده است:

  • “می دونی، من وقتی دبیرستان بودم چنین چیزی را پشت سر گذاشتم و کنار اومدن باهاش برام خیلی سخت بود!”
  • “یکی از راه هایی که من توانستم با آن کنار بیام ، ژورنال نگاری (خاطره نویسی) بود. فک می کنی کمکت کنه؟”
  • “فقط به خاطر این که چنین چیزی را تجربه کردم، من رو متخصص نمی کنه. به نظرت برای تو چه چیزی مفید خواهید بود؟”
  • “من چنین چیزی را تجربه کردم. این واقعا برای من سخت بود، فکر می کردم هرگز ازش عبور نخواهم کرد. آیا تو هم همین حسو داری؟”
  • “این واقعا یک مشکل بزرگ به نظر می رسه!”
  • “وای ، این کاملا گیج کننده به نظر می رسه!”
  • “این موضوع خیلی عادیه!”
  • “واقعا حق داشتی اینجوری حس کنی!”
  • “برخی از مواردی رو که در آنها مهارت داری به من بگو”
  • “قابل درکه که داری روزای خیلی سختی و میگذرونی … بیشتر از این روزا بگو”
  • “من فکر می کنم واقعا قابل ستایشه که تو تونستی …”

ارجاع 

اگر می خواهید به خودتان یا افرادی که با چالش های دوره نوجوانی مواجه هستند کمک کنید، مهم است که خود را با خدمات مربوط به سلامت روان آشنا کنید. در این مرحله از بخش “جست و جوي خدمات روانشناختی” وبسایت مهر دیدن نمایید.

نویسنده: شیوا زارع زاده

مقالات پیشنهادی

بدون دیدگاه، دیدگاه خود را در زیر اضافه کنید!


افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مقالات محبوب شما

علاقه مندی وجود ندارد.