رفتن به محتوا

یادگیری هیجانی-اجتماعی: مهارت تصمیم گیری مسئولانه

“شما میتوانید به جای خواندن متن زیر، به پادکست آن با صدای خانم شیوا زارع زاده در انتهای صفحه، گوش دهید.”

همانطور که در دو قسمت قبلی سری پادکست های یادگیری اجتماعی-هیجانی (مهارت خوداگاهی و خودمدیریتی) توضیح دادم، یادگیری برای کودکان یک فرایند اجتماعی و هیجانی است. به این معنا که در بستر روابط و تجربه های هیجانی رخ می دهد. تحقیقات نشان داده اگر بچه ها مهارت های اجتماعی-هیجانی را در کنار مهارت های درسی یاد بگیرند، در مدرسه و زندگی خیلی موفق تر هستند. پس باید این یادگیری جدی تر گرفته شود.
هر کودکی درطول زندگی اش در موقعیت های بیشماری برای تصمیم گیری قرار میگیرد. سوال اینجاس که ایا او تصمیمات درست و سازنده ای می گیرد که باعث موفقیت در زندگی اش شود؟

قطعا تصمیم گیری مسئولانه بستگی به توانایی های بچه ها برای تحلیل موقعیت ها، فهم موضوعات اخلاقی و ارزیابی عواقب و پیامدهای تصمیماتشان دارد. تصمیمات بچه ها بر سلامت روان خودشان و دیگران اثر دارد. بنابراین برای اموزش بچه ها ازین جهت که بتوانند تصمیمات مسولانه تری بگیرند اول از همه لازم ست به آنها یاد بدهیم که روی تمامی بخش های مسئله یا چالش تمرکز و فکر کنند تا بتوانند با عمق بیشتری آن را بفهمند. در نتیجه تصمیمات تکانشی یا بدون فکر یا تأمل کمتری میگیرند و با خودشان فکر میکنند اگر این تصمیم را بگیرم عواقبش چه خواهد شد؟ بنابراین سعی میکنند تمرین کنند تا چندین گام جلوتر را ببینند.
مثلا از قبل فکر کنند که بقیه به من چطور واکنش نشان خواهند داد؟ که در واقع استفاده کردن و به کار گرفتن دو مهارت یعنی اگاهی اجتماعی و مهارت برقراری ارتباط موثر است.

وقتی راجع به این موضوع فکر میکنیم باید به عنوان یک بزرگسال هم موضوع را در نظر بگیریم. ما واقعا چقدر به کودکانمان اجازه تصمیم گیری میدهیم؟ و چه قدر در تصمیم گیری ها کمک شان میکنم؟ یا شرایطی را محیا میکنیم که در موقعیت تصمیم گیری قرار بگیرند و مهارت انتخاب کردن را تمرین کنند و چقدر اجازه میدهیم تا با پیامد طبیعی تصمیماتشان کنار بیایند؟ (قطعا زمانی که میدانم آنقدر عواقب اسیب زننده نیستند و این موضوع بسته به هر کودک و هر سنی فرق میکند). اما منظور اینجا این است که ما به عنوان والد یا معلم باید با مهارت های اسکفولیدنگ داربست زدن یا تسهیل گری کمکشان کنیم تا بتوانند نهایتا تصمیمات مستقلانه بگیرند و عواقبش را اگاهانه قبول کنند.
مهارت های اسکفولیدنگ داربست زدن یا تسهیل گری به معنای تقسیم یادگیری به چند گام و کمک برای پشت سر گذاشتن تدریجی گام هاست. گفتگو بعد ازینکه بچه ها تصمیمی را میگیرند یکی از مهارت های تسهیل گری مهم است. پرسیدن اینکه چه شد که این تصمیم را گرفتی؟ چه شد که این کا را انتخاب کردی؟ چه قسمتی را متفاوت میتوانسی انجام دهی؟ یا این بهترین گزینه بود؟ این گفت وگو به آنها کمک میکند تا موقیعت را بهتر بفهمند و این درک را از موقعیت و تصمیمشان به شکل کلامی بیان کنند.
مثلا گاهی میتواند دلیلش این باشد که این تصمیم جذاب و اغوا کننده بود است . یا فکر کردیم که فان داریم و با آن کار خوش میگذرد. یا فک کردیم نتیجه اش فلان موضوع میشود، اما نشد. این پرسش و پاسخ به ما کمک میکند تا درک واضح تری از موضوع داشته باشیم. بینش میدهد که ما چطور انتخاب ها را ارائه میدهیم؟ چه انتخاب هایی میشود به بچه ها ارائه داد؟ تا اینکه نهایتا برسیم به آنچه دلمان میخواهد بچه ها در مورد عواقب یک تصمیم فکر کنند. بخصوص در مورد بچه های کوچکتر.

همونطور که ما در مورد انضباط و دیسیپلین و عواقب تصمیم ها فکر میکنیم باید کمک کنیم تا بچه ها بتوانند پیش بینی کنند که چه شده است؟ چرا من آن کار را کردم؟ این کار روی بقیه چه اثری داشته است؟ حالا باید برای جبرانش چیکار کنم؟ (هم به عنوان عاقبت آن کار و هم به عنوان بازسازی اسیبی که وارد کردم). مثلا اگه بچه ای به خاطر اینکه در کلاس تنش ایجاد میکند و کار مخرب میکند به دردسر افتاده است براش دو تا راه حل داریم. یا فقط تایم اوت بدیم و یا اینکه وقت بگذاریم، گفت و گو کنیم و کمک کنیم تا بفهمد چرا آن رفتار مناسب نیست. بتواند درک کند تجربه ی معلم چیست، وقتی داردره سعی میکند درسی را بدهد و من همچنان دردسر ایجاد میکنم و خرابکاری میکنم. مثلا کمک کنیم درک کند و خودش جای مربی بگذارد و بفهمد به او چه حسی دست میدهد، اگه سعی کند با ۲۵ تا بچه ارتباط بگیرد و یک بچه همه ش خرابکاری کند. باید کمک کنیم تا بفهمد رفتارش چه حسی ایجاد میکند .
اینطوری بچه ها با احتمال بیشتری میتوانند واقعا درباره یک موضوع تامل کنند و دیگر انجامش ندهند و به درستی معذرت خواهی کنند به جای اینکه فقط بیرونشان کنیم و موقتا ترکشان کنیم.
پس باید فرصت هایی ایجاد کنیم که:
– موقعیت را تحلیل کنن.
– روی دیدگاه های دیگران تامل کنند یا داستان را از زوایای ادم های دیگر در آن موقعیت ببینند.
– پشنهادی برای ترمیم و بازسازی آن خراب کاری بدهند.

به این صورت بچه ها میتوانند چنین موقعیتی را خوب درونی کنند و از این تعارضات واقعا چیزی یاد بگیرند. به جای اینکه تکرارش کنند و یا فقط عصبانی بشوند.

 

نویسنده: شیوا زارع زاده

مقالات پیشنهادی

بدون دیدگاه، دیدگاه خود را در زیر اضافه کنید!


افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مقالات محبوب شما

علاقه مندی وجود ندارد.