رفتن به محتوا

یادگیری هیجانی-اجتماعی: مهارت خودآگاهی

“شما میتوانید به جای خواندن متن زیر، به پادکست آن با صدای خانم شیوا زارع زاده در انتهای صفحه، گوش دهید.”

یادگیری برای کودکان یک فرایند اجتماعی ست که در تعامل با والدین، معلمها و دوستان و خواهران و برادران اتفاق میفتد. بنابراین قطعا هیجانات و روابط اجتماعی آنها روی آنچه یاد میگیرند و چگونگی یادگیری شان اثر میگذارد.
تحقیقات نشان داده است اگر بچه ها مهارت های اجتماعی هیجانی را در کنار مهارت های درسی بگیرنn در مدرسه و زندگی خیلی موفق تر هستند. حتی یادگیری این مهارت های اجتماعی هیجانی کمکشان میکند تا دروس پایه را بهتر یاد بگیرند، کار گروهی را بهتر انجام دهند، استرسشان را مدیریت کنند و تعارضاتی که با دوستانشان پیش میاید را حل و فصل کنند. پس باید این یادگیری جدی تر گرفته شود.
برنامه ی مشارکت برای یادگیری هیجانی اجتماعی، معروف به CASEL، سازمانی پیشرو برای ارتقای یادگیری یکپارچه ی تحصیلی ، اجتماعی و هیجانی برای همه کودکان در دوره پیش دبستانی تا دبیرستان در آمریکایی شمالی من جمله کانادا ست.

حالا این مهارت ها چیستند؟
این مهارت ها به معنای این که چطور با دیگران تعامل میکنیم. چطور و چقدر خودمان را درک میکنیم، چطور استانداردهای محیط و اجتماع را میفهمیم و در هر شرایطی متناسب با آن عمل میکنیم. در این سری پادکست ها سعی داریم تا به تفکیک به هر مهارت بپردازیم.

مهارت اول مهارت خودآگاهی ست.
وقتی از خودآگاهی یا Self-awareness حرف میزنیم از این صحبت میکنیم که چطور خودمان را میشناسیم و احساساتمان، افکارمان و هویت فرهنگیمان را درک میکنیم. فهم اینکه در چه موقعیت هایی چه احساسات مشخصی به من دست میدهد؟ چرا این احساسات به من دست میدهند؟ به من کمک میکند تا بدانم چطور خودم را درک کنم و چطور خودم را در فضاهایی مثل خانواده، مدرسه، اجتماع و در مقیاس بزرگ تر جهان مناسب قرار دهم.
باید به کودکان فرصت هایی بدهیم که واقعا به طور جدی و عمیق در مورد تجربه ها، احساسات و چگونگی کنار آمدن با احساسات ناخوشایند شان فکر کنند.

تمرین اول) خوداگاهی به معنای ارتباط عمیق با خود است. به عنوان یک والد تنها و بهترین کاری که میتوانید بکنید این است که در مورد احساسات خودتان با کودکتان شفاف و صادق باشید. چون معمولا بچه ها به والدینشان به عنوان ادم های شکست ناپذیر و بی عیب و نقص نگاه میکنند. انگار که ما کامل و پرفکت هستیم در حالیکه نیستیم. پس داشتن یک مکالمه صادقانه در مورد چیزهایی که دارید با آنها سر و کله میزنید، چه زمانی که سر کار هستید، چه در خانه، خیلی کمک کننده است. توضیح هدفی که دارید برایش تلاش میکنید تا به دست بیاورید و همه ی چالش هایی که سر راهتان است و بیان اینکه نهایتا این موضوعات به شما چه احساساتی میدهد فوق العاده است. سعی کنید موقعیت را متناسب با سن کودکتان ساده کنید تا او بتواند درک کند. با این کار این حس به بچه ها دست میدهد که تنها نیستند و داشتن این مشکلات و احساسات همگی نرمال بوده است و برای همه حتی بزرگتر ها رخ میدهد.

تمرین دوم) کمک به فهم احساسات بسیار مهم هستند. آموزش واژگان این هیجانات کمک کننده اند، و بررسی تفاوت های هیجانات مختلف خیلی مهم هستند. برای مثال فعالیت چرخ هیجان که تمامی نام احساسات را شامل میشود خیلی میتواند مفید باشد. حتی ما بزرگسالان ممکن است به ان لیست نگاه کنیم و بگویم وای این کلمه چقدر مناسبه برای حالی که دارم تجربه میکنم.
بعد از آن سوالی که پیش میاید این است که با این احساسات چه کنم؟ چه کاری من را عصبی میکند؟ چه زمانی استرسی میشوم؟ یا عصبانی میشوم و یعد چه کار میکنم؟

تمرین سوم) در این خصوص بررسی سناریو های مختلف کمک کننده است. مثلا اگه دوستم سارا را ببینم که کنار جان ایستاده و باهم  صحبت میکنند حتما در درونم احساس حسادت میکنم. اینجاست که باید از خودم بپرسم ایا این موضوع واقعا مهم است؟ یا اتفاق کوچکی برای حسادت است؟

تمرین چهارم) مدل شدن برای بچه ها اثر خیلی خوبی دارد. به عنوان والد یا مراقب میتوانید بگویید من امروز واقعا احساس نا امیدی دارم چون …. جای خالی را شما پر کنید. مثلا امروز خیلی هوا سرد بود و نشد بیرون قدم بزنیم. حالا باید …… کنم. جای خالی را شما پر کنید. مثلا واقعا احتیاج دارم چند تا نفس عمیق بکشم و به خودم کمک کنم از این وضیعت بیرون بیایم. به این میگویند مدل و الگو شدن.

تمرین پنجم) آموزش شیوه ی تفکر رشدی که بر مبنای تلاش بیشتر است به جای تمرکز بر هوش هم خیلی میتواند فرایند خوداگاهی را تسهیل کند. تحقیقات نشان داده به جای گفتن خیلی باهوش هستی، اگر تمرکز بیشتر بر تلاش باشد (معلومه حسابی تلاش کردی!) به بچه ها کمک بیشتری میکند که بفهمند چه کسی هستند.
در اینده حتما در خصوص این نگرش رشدی بیشتر با هم صحبت میکنیم.
باید بدانیم خوداگاهی رشد است و هر لحظه در حال شکوفایی است. بنابراین تنها کاری که لازم ست ما بکنیم این است که به کودکان ابزار و پیام هایی بدهیم تا به آنها کمک شود و بفهمند چه کسی هستند و چطور باید در مورد هیجاناتشان فکر کنند.

نویسنده: شیوا زارع زاده

مقالات پیشنهادی

بدون دیدگاه، دیدگاه خود را در زیر اضافه کنید!


افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مقالات محبوب شما

علاقه مندی وجود ندارد.